دستگاه تنفس
برونكوس هاي اصلي (Principal Bronchi): برونكوس (نايژه) راست و چپ در محاذات ديسك بين مهرهاي T4 & T5، از ناي منشعب ميشوند و برونكوس اصلي راست ( Rt Principle Bronchus) از طريق نـاف ريـه (Hilum) راسـت، وارد ريـهي راسـت و برونكـوس اصـلي چـپ ( Lt Principle Bronchus) از طريق ناف ريهي چپ، وارد ريهي چپ ميشود. برونكوس هاي اصلي پس از ورود به ريه ها، به برونكـوس هـاي ثانويه يا لوبي (Secondary or Lobar Bronchi) تقسيم ميشوند. هر برونكوس لوبي، به برونكوس هاي ثالثيه يـا قطعـهاي يـا سگمنتال (Tertiary or Segmental Bronchi) تقسيم ميشود. برونكوس هاي سگمنتال بـه شـاخه هـاي كـوچكتري بـه نـام برونشيول انتهايي (Terminal Bronchioles) تقسيم ميشوند. برونشيول هاي انتهـايي در نهايـت بـه برونشـيول هـاي تنفسـيل (Respiratory Bronchioles) تقسيم ميشوند. هر برونشيول تنفسي در قسمت انتهايي خـود بـا مجـاري كـوچكتري از قبيـل: مجاري آلوئولار (Alveolar Ducts)، كيسه هاي هوايي (Air Saccules) و آلوئول ها (Alveoli) ارتباط دارد. نكات مهم در مورد آناتومي برونكوس ها(نايژه ها): 1) برونكوس اصلي راست، با خط عمودي گذرنده از وسط ناي، زاويهي 25 درجه و برونكوس چپ با خط عمودي گذرنـده از وسط ناي، زاويهي 45 درجه ميسازد. نتيجه اينكه برونكوس هاي اصلي راست و چپ، با يكديگر زاويهي 70 درجـه تشـكيل ميدهند. 2) برونكوس اصلي راست، كوتاهتر، قطورتر (عريض تر) و عمودي تر (طبق نكتهي 1) ميباشد؛ لـذا اگـر جسـم خـارجي وارد ناي شود، احتمال ورودش به برونكوس اصلي راست بيشتر از برونكوس اصلي چپ ميباشد. همچنـين عفونـت ريـهي راسـت شايع تر از عفونت ريهي چپ ميباشد. 3) طول برونكوس اصلي راست 2/5_3/5 cm و طول برونكوس اصلي چپ حدودا 5 cm است. 4) با توجه به اينكه برونكوس ها، از ناي منشعب ميشوند، لذا ساختمان آنها مانند ناي ميباشد. 5) به برونكوس هاي سگمنتال فاقد غضروف، برونشيول ميگويند. 6) ريه راست داراي 3 لوب (فوقاني، مياني و تحتاني) و ريه چپ داراي 2 لوب (فوقاني و تحتاني) ميباشد. با توجه بـه اينكـه هر كدام از برونكوس هاي لوبار (Lobar Bronchi) وارد يك لوب ميشود، لذا ريه راست داراي 3 برونكوس هاي لوبار (لـوبي) و ريه چپ داراي 2 برونكوس لوبار است. 7) برونكوس لوبار فوقاني (Superior Lobar Bronchus)، قبل از ورود برونكوس اصلي راست به ناف ريه ، از آن جدا ميشود. 8) تبادل گازهاي تنفسي در داخل آلوئول ها صورت ميگيرد. 9) به اتسـاع نـايژه هـا بعلـت ضـعيف شـدن ديـوار هي برونشـيول هـا (بواسـطهي التهـاب و عفونـت مـزمن)، برونشـكتازي (Bronchiectasis) ميگويند. در برونشكتازي، اغلب لوب هاي تحتاني ريه درگير ميشوند. از علائم راديوگرافي ايـن بيمـاري، ايجاد نماي لانه زنبوري در قاعدهي ريه و حلقه هاي سفيد رنگ در حوالي ناف ريه ميباشد.10) حساسيت بيش از حد راههاي هوايي به مواد آلرژن كه منجر به برونكواسپاسم ميشود، آسم (Asthma) ميگويند (بعلت آلرژي). 11) برونكوگرافي (Bronchography): راديوگرافي از درخـت برونشـي بـا تزريـق مـادهي حاجـب را برونكـوگرافي گوينـد. انديكاسيون هاي برونكوگرافي، بررسي تومور هاي ريوي، بررسي و تشخيص برونشكتازي و تشخيص محل ضـايعه مـيباشـد. امروزه با استفاده از تكنيـك هـايي از قبيـل CT Scan، تصـويربرداري بـه روش راديونوكلئيـدي (RNI) و بخصـوص تكنيـك فايبرسكوپ برونكوسكوپي ، درخت برونشي و ضايعات آن مورد بررسي قرار ميگيرد. 12) كارسينوماي (Carcinoma) برونشيال، در ناحيهي Chest شايع ميباشد. 13) به برونكوس هاي لوبار، لينگولا (Lingula) نيز ميگويند.