ترومبوآمبولی وریدی
ترومبوامبولی وریدی چیست
( venous thromboembolism)
◀ ترمبوامبولی وریدی از تشکیل لخته ای ناخوانده و شوم در جریان خون وریدی ایجاد می شود که می تواند به سرانجام تلخ و مرگباری همچون DVT و آمبولی ریه منتهی شود.
این لخته از سلول های خونی مثل گلبول قرمز، گلبول های سفید و پلاکت تشکیل شده است که به واسطه ی رشته های فیبرین به هم آمیخته اند.
◀DVT ( deep vein thrombosis)
1- علایم DVT شامل تورم، درد، حساسیت در لمس، قرمزی و گرمای عضو می باشد که به شکل یک طرفه بروز پیدا می کند ، یعنی در DVT معمولا یکی از پاها درگیر می شود.
نکته: اکثر بیماران مبتلا به ترمبوامبولی اندام تحتانی نیازی به تجویز داروهای ترومبولیتیک ندارند. اما چنانچه بیمار دچار DVT فراگیر در اندام تحتانی شده باشد، یعنی دچار extensive proximal DVT, شده باشد و در ریسک خونریزی قرار نداشته باشد، در این حالت ممکن است داروی ترومبولیتیک ظرف 14 روز از شروع علایم تجویز گردد.
تشخیصDVT
1.بیمار از لحاظ این که چقدر مستعد بروز DVT باشد، مورد ارزیابی قرار می گیرد، به عنوان مثال جراحی، سابقه ی قبلی آمبولی، بدخیمی، مصرف داروهایی که بيمار را مستعد ترومبوز میسازد مانند OCPها، بیتحرکی و.... از عوامل زمینه ای DVT تلقی می شود.
2. تشخیص با استفاده از کالرداپلر سونوگرافی اندام تحتانی و یا استفاده از ct angiography.
3. آزمایش D_ dimer.
دی دایمر ، یک محصول ناشی از تجزیه فیبرین های لخته خون است. اگرچه این تست حساسیت بالایی دارد اما از اختصاصیت کمی بهره مند است و عوامل مختلفی مثل بارداری، بدخیمی، جراحی هایی که بيمار اخیرا متحمل شده، می توانند باعث شوند تا نتایج مثبت کاذب ایجاد شود . در نتیجه تنها منفی این تست ارزش تشخیصی دارد و انجام آن در مواردی که شک بالینی به لخته بالاست توصیه نمیشود.
درمان
جان بیمار مبتلا به DVT در معرض خطر بزرگی است ، چرا که واقعه ی ترمبوامبولی بعدی در کمین است ( آمبولی ریوی ) ، بنابراین برای جلوگیری از این حادثه ، تجویز داروهای آنتی کواگولانت در دستور کار قرار می گیرد.
شروع درمان با هپارین ( UFH یا LMWH ) یا fondaparinux آغاز می شود .
فونداپارینوکس به طور غیر مستقیم فاکتور انعقادی xa را مهار می کند. ولی مشابه UHF و LMWH به آنتی ترومبین متصل می شود و فعالیت آن را افزایش می دهد . تست هایی که برای سایر داروهای آنتی کواگولانت صورت می گیرد ، برای بیماری که فونداپارینوکس دریافت می کند ضرورتی ندارد .
دوز آغازین و وریدی هپارین بین 80 تا 100 واحد به ازای وزن بدن میباشد و با سرعت 17 تا 20 واحد بر کیلو در ساعت تجویز می شود. (به طور روتین ۸۰/۱۸ را بخاطر بسپارید)
از آنجا که اگر پایه درمان هپارین باشد بیمار ناچار به دریافت تزریقی خواهد بود همزمان با شروع هپارین، برای بیمار وارفارین هم شروع میشود و overlap ایندو حداقل پنج روز طول میکشد. علت این همپوشانی مکانیسم اثر وارفارین است. وارفارین تولید فاکتورهای ۲،۷،۹،۱۰(۹۱۰. ۲۷برای بخاطرسپاری) و پروتیین s و c را مهار میکند. دوتای آخر فعالیت آنتی کواگولنت دارند در نتیجه در ابتدای کار احتمال دارد وارفارین شانس ایجاد لخته را افزایش دهد. به علاوه، وارفارین جلوی تولید فاکتورهای جدید را میگیرد و بر فاکتورهای تولید شده اثری ندارد و باید این فاکتورها متابولیزه و دفع شوند تا اثر تراپیوتیک وارفارین کاملا ظاهر شود. و این پنج روز زمان به همین دلیل است. پس از این پنج روز در صورتیکه inr در محدوده درمانی (در اکثر موارد ۲ تا ۳) باشد میتوان هپارین را قطع کرده تنها وارفارین را ادامه داد.
فیزیوتراپیست محمدرضا جان پور
ارائه دهنده خدمات فیزیوتراپی در منزل و مطب در تهران