آناتومی هیپ

مفاصل مربوط به استخوان هيپ: استخوان هيپ شامل سه مفصل هيپ، ساكروايلياك و سمفيز پوبيس ميباشد. در مفصل هيـپ، سـر اسـتخوان فمـور و اسـتابولوم استخوان هيپ، در مفصل ساكروايلياك، استخوان ساكروم و قسمت ايليوم استخوان هيپ و در مفصل سمفيز پـوبيس، دو اسـتخوان پوبيس شركت ميكنند.

نكات مهم در مورد مفاصل ناحيه Pelvis  

1)به مفصل هيپ، مفصل استابولو فمورال (Acetabulofemoral) نيز ميگويند. 2) نقش اصلي در منتقل كردن وزن بدن از ستون فقرات به لگن استخواني (Pelvis)، بر عهده مفاصل ساكروايلياك ميباشد. 3) رباط هاي احاطه كننده مفاصل ناحيه لگن، تحت تاثير هورمون هاي مختلف از قبيل: اسـتروژن، پروژسـترون و ريلاكسـين شل ميشوند. اين عامل سبب بزرگتر شدن حفره لگني در هنگام زايمان ميشود. 4) عروق و عصب فمورال در ناحيه قدامي و عصب سياتيك در ناحيه خلفي مفصل هيپ قرار دارد. 5) مفصل هيپ توانايي گردش در حول محور طولي را ندارد. چون براي گردش در حول محور طولي، بايد سر استخوان فمـور از حفره استابولوم بيرون بيايد. 6) دررفتگي مادرزادي مفصل هيپ يا Congenital Dislocation of Hip joint) CDH): اين ناهنجاري بـدليل رشـد نـاقص لبـه بالايي استابولوم اتفاق ميافتد كه در اين حالت سر استخوان فمور بر روي سطح گلوتئال قسـمت ايليـوم اسـتخوان هيـپ بـه طرف بالا سر (ليز) ميخورد. از عوارض CDH، كج شدن تنه در هنگام راه رفتن ميباشد. 7) در صورت دررفتگي (Dislocation) خلفي مفصل هيپ، عصب سياتيك (Sciatic.N) ممكن است آسيب ببيند. 8) خط شنتون (Shenton’s line): از اين خط براي بررسي دررفتگي ها استفاده ميشود كه از كنار فوقاني سوراخ ابتوراتور بـه كنار تحتاني گردن فمور كشيده ميشود.9) حفره استابولوم داراي دو قسمت مفصلي و غير مفصلي ميباشد. قسمت مفصلي بصورت نعـل اسـب بـوده و سـطح هلالـي (Lunate surface) ناميده ميشود كه با سر فمور، تشكيل مفصل هيپ را مـيدهـد. قسـمت غيـر مفصـلي همـان كـف حفـره استابولوم ميباشد. 10) دررفتگي مفصل هيپ به دو صورت قدامي و خلفي اتفاق ميافتد كه دررفتگي خلفي شايع تـر اسـت (بـر خـلاف مفصـل شانه).11) دامنه حركات مفصل هيپ نسبت به مفصل شانه كمتر بوده، اما پايداري بيشتري دارد (بعلت عميق بودن حفره استابولوم ، وجود لابروم كه دهانه حفره استابولوم را تنگ كرده و كشش خوب رباط ها و استحكام خوب عضلات مرتبط با ايـن مفصـل ميباشد).

 

عروق و اعصاب مجاور با استخوان هيپ: 1) عصب سياتيك (Sciatic.N): منشأ اين عصب، شبكه ساكرال (S1,2,3 و L4,5) ميباشد. اين عصـب در زيـر عضـله هرمـي (پيريفورميس) قراردارد و از طريق سوراخ سياتيك بزرگ، از لگن خارج ميشود. شاخه هاي اين عصـب عبارتنـد از: الـف) شـاخه عضلاني به عضلات چهار سر ران ب) شاخه مفصلي به مفصل هيپ ج) شاخه انتهايي آن، عصب پرونئـال مشـترك ( Common peroneal) و عصب تيبيال ميباشد. 2) عصب پودندال (Pudendal.N): ايـن عصـب، شـاخهاي از شـبكه سـاكرال مـيباشـد. . ايـن عصـب در زيـر عضـله هرمـي (پيريفورميس) قرار دارد و با عبور سوراخ سياتيك بزرگ و كوچك، از لگن خارج ميشود. 3) عصب ابتوراتور (Obturator.N): منشأ اين عصب، شبكه كمري (L2,3,4) ميباشد. اين عصب با عبور از ديواره خارجي لگـن به قسمت قدامي فوقاني سواخ ابتوراتور ميرسد. 4) عصب گلوتئال فوقاني (Sup Gluteal.N): اين عصب، شاخهاي از شبكه ساكرال ميباشد. عصب گلوتئال فوقاني دربالاي عضله هرمي (پيريفورميس) قرار ميگيرد و از طريق سوراخ سياتيك بزرگ، از لگـن خـارج مـيشـود. ايـن عصـب، عضـلات گلوتئـوس مديوس، گلوتئوس مينيموس و تنسور فاسيالاتا را عصب ميدهد. 5) عصب گلوتئال تحتاني (Inf Gluteal.N): اين عصب، شاخهاي از شبكه ساكرال ميباشد. . عصب گلوتئال تحتاني در زير عضله هرمي (پيريفورميس) قرار ميگيرد و از طريق سوراخ سـياتيك بـزرگ، از لگـن خـارج مـيشـود. ايـن عصـب، عضـله گلوتئـوس ماگزيموس را عصب ميدهد. 6) شريان ايلياك مشترك (Common iliac.A): اين شريان ادامه شاخه انتهايي شريان آئورت شـكمي مـيباشـد كـه در قـدام مفصل ساكروايلياك به شريان ايلياك داخلي و شريان ايلياك خارجي تقسيم ميشود. 7) شريان ايلياك داخلي (Int iliac.A): شاخهاي از شريان ايلياك مشترك ميباشد كه در محاذات ديسـك بـين مهـرهاي L5 و S1 از آن منشعب ميشود و با عبور از سوراخ سياتيك بزرگ به دو شاخه قدامي و خلفي تقسيم ميشود. شاخه هـاي آن عبارتنـد از: شريان نافي، شريان ركتال مياني، شريان رحمي، شريان ابتوراتور، شريان گلوتئال فوقاني و تحتاني، شريان ايليـو لومبـار، شـريان پودندال داخلي و ........ . 8) شريان ايلياك خارجي (Ext iliac.A): ، شاخهاي از شريان ايلياك مشترك ميباشد كه با عبور از زير رباط اينگوينـال (ناحيـه بين ASIS و Symphysis pubis)، لگن كاذب را ترك كرده و به شريان فمورال تبديل ميشود و ادامه مسير مـيدهـد. شـاخه هاي آن عبارتند از: شريان اپي گاستريك تحتاني (Inferior epigastric) و شـريان ايليـاك سـير كمفلكـس عمقـي ( Deep) . circumflex iliac 9) وريد ايلياك مشترك (Common iliac.V): اين وريد از بهم پيوستن وريد هاي ايلياك داخلـي و خـارجي در جلـوي مفصـل ساكروايلياك تشكبل ميشود. 10) وريد ايلياك داخلي (Int iliac.V): اين وريد از بهم پيوستن وريد هاي نافي، ركتال ميـاني، رحمـي، واژينـال، ركتـال فوقـاني، گلوتئال فوقاني و تحتاني و ....... بوجود ميآيد. 11) وريد ايلياك خارجي (Ext iliac.V): اين وريد از بهم پيوستن وريد اپي گاستريك تحتاني و وريد سير كمفلكس ايلياك عمقي بوجود ميآيد.

 

نكات مهم درمورد عروق و اعصاب مجاور با استخوان هيپ: 1) عصب سياتيك قطور ترين عصب بدن است . 2) اعصاب گلوتئال فوقاني و تحتاني، سياتيك، عصب پودندال، عصب مربوط بـه عضـله ابتوراتـور داخلـي و عصـب مربوط به عضله چهار سر راني از سوراخ سياتيك بزرگ عبور ميكنند. 3) عصب پودندال و عصب مربوط به عضله ابتوراتور داخلي از سوراخ سياتيك كوچك ،نيزعبور ميكنند. 4) ترومبوز (Thrombusis): در شريان ايلياك شيوع بيشتري دارد. تكنيك هاي تصويربرداري پزشكي از استخوان هاي ناحيه Pelvis A) راديوگرافي از ناحيه Pelvis و مفصل هيپ: راديوگرافي از لگن معمولا در دو وضعيت AP & Lateral و راديوگرافي از مفصـل هيـپ در دو وضـعيت AP و AP-Oblique صورت انجام ميشود. □ نكته: در راديوگرافي از لگن در وضعيت AP نبايد هيچگونه چرخشـي در لگـن بيمـار وجـود داشـته باشـد (در صورت چرخش، عدم تقارن در سوراخ هاي ابتوراتور دو طرف ديده خواهد شد). توموگرافي كامپيوتري (CT Scan) از ناحيه Pelvis و مفصل هيپ: از روش CT Scan براي بررسي ميزان گستردگي تومور ها، ميزان صدمات استخواني و ناهنجاري هاي مـادرزادي مفصـل هيـپ استفاده ميشود (روشي مناسب براي ارزيابي مفصل، قبل از جراحي ميباشد). تصويربرداري به روش تشديد مغناطيسي (MRI) از ناحيه Pelvis و مفصل هيپ 

استخوان لگن

نکته های مهم در مورد اقطار لگن 1) ابعاد ورودي لگن در دو جنس مذكر و مؤنث برابر است؛ در جنس مؤنث حفره لگـن بزرگتـر از جـنس مـذكر بوده و تنگه تحتاني لگن در اقطار قدامي _خلفي و قطر ترانسورس در جنس مؤنث از جنس مذكر گشاد تر اسـت. اهميت اين نكات، در هنگام زايمان ميباشد. 2) دياگونال كونژوگه ( Diagonal Conjugate): فاصله بين قسمت مياني دماغه ساكروم تا حاشيه تحتاني سـمفيز پوبيس ميباشد.اين فاصله 13 cm ميباشد. اهميت دياگونال كونژوگه در مامايي ميباشد. 3) قطر عرضي در بين اقطار تنگه فوقاني (ورودي لگن)، بزرگترين قطر ميباشد. □ نكات مهم آناتومي استخوان هيپ 1) پوبيس يك پنجم جلويي، ايسكيوم بيش از دو پنجم خلفي و ايليوم كمتر از دو پنجم بالايي حفره استابولوم را ميسازند. 2) ستيغ ايلياك و خطوط گلوتئال بر روي سطح بيروني ايليوم وجود دارند. 3) بالاترين قسمت ستيغ ايلياك در محاذات زوائد خاري مهره هاي سوم و چهارم(L3 & L4) كمري ميباشد. ASIS (4 و PSIS در محاذات مهره S2 قرار دارند. 5) توبركل ايلياك بر روي لبه خارجي ايليوم و در فاصله 4_5 سانتيمتري عقب تر از ASIS قرار دارد. 6) حفره ايلياك (Iliac fossa) در سطح مديال ايليوم قرار دارد. 7) انتهاي قدامي ستيغ ايلياك را ASIS و انتهاي خلفي ستيغ ايلياك را PSIS گويند. 8) پايين تر از ASIS و PSIS بترتيب AIIS و PIIS قرار دارند. 9) حفره ايلياك توسط كنار داخلي، از سطح ساكروپلويك جدا ميشود. 10) سطح گلوتئال ايليوم داراي 3 خط گلوتئال خلفي، قدامي و تحتاني ميباشد كه خط گلوتئال قـدامي، طويـل تـرين خـط و خط گلوتئال خلفي، كوتاهترين خط ميباشد. 11) حفره ايلياك بصورت مقعر بوده كه جدار خارجي (لترال) لگن كاذب را ميسازد. 12) سطح ساكروپلويك در قسمت خلفي كنار داخلي ايليوم قرار دارد. 13) بريــدگي ســياتيك بــزرگ در قســمت فوقــاني Ischial spine قــرار دارد كــه توســط ربــاط ســاكرو اســپيناتوس (Sacrospinatus.lig) و رباط ساكروتوبروس (Sacrotuberous.lig) به سوراخ سياتيك بزرگ تبديل ميشود. 14) بريــدگي ســياتيك كوچــك در قســمت تحتــاني Ischial spine قــرار دارد كــه توســط ربــاط ســاكروتوبروس (Sacrotuberous.lig) و ساكرو اسپيناتوس به سوراخ سياتيك كوچك تبديل ميشود. 15) شاخ ايسكيوپوبيك از اتصال شاخ ايسكيوم با شاخ تحتاني پوبيس در سمت داخل سوراخ ابتراتور ايجاد ميشود. 16) قوس پوبيس (Pubic Arch) توسط كنار تحتاني قسمت ايسكيوم دو طرف استخوان هيپ ساخته ميشود. 17) جهت شاخ فوقاني پوبيس به سمت بالا و خارج و جهت شاخ تحتاني پوبيس به سمت پايين و خارج ميباشد. 18) كنار قدامي پوبيس را Obturator crest گويند. 19) قسمت هاي ايليوم، ايسكيوم و پوبيس استخوان هيپ در حفره استابولوم به يكديگر ملحق ميشوند.

20) سواخ ابتوراتور (Obturator foramen) در قسمت قدامي و تحتاني حفره استابولوم و بين قسمت هاي پـوبيس و ايسـكيوم قرار دارد. 21) از Obturator groove عروق و عصب ابتراتور عبور ميكند. 22) استخوان هيپ داراي 3 مركز اوليه و 5 مركز ثانويه استخوان سازي ميباشد. 23) لگن بزرگ را، لگن كاذب و لگن كوچك را، لگن حقيقي مينامند. 24) لبه لگني (Pelvic brim) خطي است كه لگن را به دو قسمت تقسيم ميكند. اگر دو فضا در بالا و پايين اين خـط در نظـر بگيريم، فضاي بالاي اين خط را لگن كاذب و فضاي پايين اين خط را لگن حقيقي گويند. (حدود لبـه لگنـي: در قـدام توسـط سمفيز پوبيس، در خلف توسط دماغه ساكروم و در طرفين توسط خط هاي ايلئو پكتينئال (خطي كه از سطح مديال هر ايليـوم به سمت پايين و قدام جهت ميگيرد) تشكيل ميشود. شكل 3-17 موقعيت لبه لگني (Pelvic brim)، لگن كاذب و لگن حقيقي 25) زاويه بريدگي سياتيك بزرگ در زنان 75 درجه و در مردان 50 درجه ميباشد. 26) حفره استابولوم در زنان كوچكتر است. Iliac fossa (27 در جنس مذكر عميق تر ميباشد. Iliac crest (28 در جنس مذكر داراي انحناي بيشتري ميباشد. Pubic crest (29 در جنس مذكر كوتاهتر ميباشد. 30) سوراخ ابتراتور در جنس مذكر بصورت بيضي شكل و بزرگ و در جنس مؤنث بصـورت مثلـث (سـه گـوش) و كوچـك ميباشد. 31) تنگه فوقاني در جنس مذكر بصورت مثلثي و درجنس مؤنث بصورت دايرهاي ميباشد. 32) زاويه پوبيس در جنس مؤنث بازتر ( 80 درجه) و در جنس مذكر تيزتر ( 55 درجه) ميباشد. Ischial spine (33 در جنس مذكر به سمت داخل و در جنس مؤنث به سمت خارج ميباشد. 34) دهانه خروجي (تحتاني) لگن در جنس مذكر تنگ تر ميباشد. 35) سجاف (Labrum) استابولار، باعث افزايش عمق حفره مفصلي ميشود. 36) در شكستگي هاي حاد لگن كه همراه با از هم گسيختگي حلقه لگني باشد، معمولا بيمار دچار شوك شديد ميشود. 37) طول اندام تحتاني از ASIS تا قوزك داخلي پا ارزيابي ميشود. 38) در صورتيكه فاصله سمفيز پوبيس از يك سانتيمتر بيشتر باشد، احتمال شكستگي لگن وجود دارد. 39) نام ديگر استخوان هيپ (Os Coxae)، استخوان بي نام ميباشد. 40) نقاط مهم شكستگي استخوان هيپ عبارتند از: شكستگي راموس فوقاني يا تحتاني ايسكيوپوبيك (شايع ترين شكستگي)، شكستگي جدار خلفي استابولوم، شكستگي بال ايليوم و شكستگي AIIS . در اين شكسـتگي هـا ممكـن اسـت مثانـه و حالـب آسيب ببينند.

■ طبقه بندي مورفولوژيك لگن: لگن، براساس اطلاعات آناتوميكي، به 4 نوع تقسيم ميشود كه عبارتند از: الف) نوع Gynecoid: فراواني اين نوع لگن، 41/4% بوده و اقطار آن، مشابه اقطار لگن زنان ميباشد (به اين نوع لگن، لگن زنانـه نيز ميگويند). ب) نوع Android: فراواني اين نوع لگن، 32/5% بوده و اقطار آن، مشابه اقطار لگن مردان ميباشد (به اين نوع لگن، لگن مردانـه نيز ميگويند). پ) نوع Anthropoid: فراواني اين نوع لگن، 23/5% بوده و قطر قدامي -خلفي آن نسبت به قطر عرضي، بزرگتر ميباشد. ت) نوع Platypelloid: فراواني اين نوع لگن، 2/6% بوده و قطر عرضي آن نسبت بـه قطـر قـدامي -خلفـي آن، خيلـي بزرگتـر ميباشد. توجه: زايمان طبيعي، فقط در لگن زنانه (Gynecoid) امكان پذير ميباشد.